خبر

سقوط
No announcement yet.

رشته روان شناسي

سقوط
X
  • فیلتر
  • Time
  • نشان دادن
پاک کردن همه
پست های جدید

  • رشته روان شناسي

    روان شناسي، علم مطالعه رفتار و فرايندهاي ذهنِ موجود زنده ـ بخصوص انسان ـ بر اساس روش علمي است. همچنين يكي از علوم كاربردي و شاخه هاي تحصيلي است كه يافتن ارتباط ذهن و روان آدمي، با مفاهيمي نظير رشد، سلامت، رفتارهاي اجتماعي، شناخت و … را در بر مي گيرد.
    علم روان شناسي مفاهيمي همچون ادراك، شناخت، تمركز، توجه، احساسات، پديده شناسي، انگيزه، كاركرد ذهن، شخصيت، رفتار، روابط بين فردي، خانواده و ديگر زمينه ها را مورد بررسي قرار مي دهد. روان شناسان زمينه هاي مختلف، روش هاي علمي و تجربي را براي استنباط رابطه علت و معلولي و يا هر نوع رابطه همبستگي ميان پديده هاي گوناگون روان شناسي بكار مي گيرند. روان شناسي علمي فراشاخه اي است؛ غير قابلِ مشاهده بودنِ موضوع اين علم ـ يعني ذهن و روان ـ و انتزاعي بودن مفاهيم آن، دليل شباهت اين علم به علوم انساني است؛ اما از سوي ديگر مطالعه به «روش علمي»، و تجربي بودنِ بخشي از مراحل آزمايش، روان شناسي را به دايره علوم تجربي مي كشاند؛ همچنين عقيده و ديدگاه روان شناس نسبت به انسان، در فرايند تحقيق بسيار مأثر است، لذا از اين جنبه نيز، روان شناسي به دنياي فلسفه مرتبط مي شود. به اين ترتيب شايد بتوان روان شناسي را حقيقتاً آميزه اي منحصربه فرد از علوم گوناگوني نظير زيست شناسي، انسان شناسي، زبان شناسي، جامعه شناسي، فلسفه و … دانست.
    آغاز روان شناسي به شكل علمي و آكادميك، به اواخر قرن هفدهم و اوايل قرن هجدهم بازمي گردد؛ مي توان گفت اكتشافات و تحقيقات قابل توجه در روان شناسي، تنها از حدود ۱۵۰ سال پيش شروع شده است؛ و اين درحالي است كه علوم تجربي ديگر از تاريخچه اي بلندتر و پربارتر برخوردار اند. البته مباحث مربوط به ذهن و روان قرن هاست كه ذهن متفكران را به خود مشغول كرده و آثار مكتوب آن از دانشمندان يوناني و متفكراني چون سقراط، افلاطون و ارسطو نيز در دست است، اما اين شاخه از علم تا پيش از روان شناسي جديد، به صورت مدون و آكادميك مورد مطالعه قرار نگرفته بود.
    در جهان صنعتي امروز، تقريباً هيچ فعاليت و حرفه اي يافت نمي شود كه به درك و انديشه انساني وابسته نباشد؛ در نتيجه روان شناسي با زندگي انسان مدرن پيوندي نا گسستني ايجاد كرده است. بعلاوه رشد علم، تكنولوژي و سطح رفاه عمومي، موجب شده تا آدمي وقت بيشتري براي تفكر و انديشه پيدا كند؛ بنابراين مسائل، مشكلات و حتي بيماري هاي نوظهوري در ميان افكار و ذهنيات بشر پديد مي آيد كه نياز به يافتن راه حل، درمان و پيشگيري را دو چندان مي كند؛ راه حلي كه امروزه روان شناسي طلايه دار آن است.


    روان شناسي در لغت
    در زبان انگليسي:
    كلمه Psychology با آوايش انگليسي: /saɪˈkɑlədʒi/ ( بشنويد) مستقيماً از عبارت يوناني Ψυχολογία وام گرفته شده؛ اين عبارت از دو واژه ψυχή و λόγος تشكيل مي شود؛ كه با كمي اغماض، آن را مي توان به صورت «مطالعه روح» (به انگليسي: Study of Soul) برگرداند.
    جالب توجه است كه واژه Psyche (به يوناني: ψυχή) در زبان يوناني مطلقاً «روح» (به انگليسي: Soul) معنا مي دهد، و مفهوم «ذهن» يا «عقل» (به انگليسي: Mind) را در بر نمي گيرد. اما بر اساس اشتباه رايج، در انگليسي، واژه يوناني Psyche تقريباً معادل Mind گرفته مي شود.

    در زبان فارسي:
    «روان» در اكثر منابع، معادل واژه عربي «روح» گرفته شده است؛ لذا همانند معادل انگليسي اش، واژه روان شناسي در زبان فارسي نيز كلمه اي ناقص براي تعريف اين علم است. به نظر مي رسد عبارت عربي «نفس ناطقه» مناسب ترين كلمه براي مشخص كردن موضوع علم روان شناسي باشد.
    از آنجا كه جزء «شناس» در «روان شناسي»، صفت فاعلي است، اين كلمه الزاماً جدا و با فاصله مجازي نوشته مي شود.


    تعريف
    روان شناسي طي تاريخچه كوتاه خود به گونه هاي متفاوتي تعريف شده است. اولين دسته از روان شناسان حوزه كار خود را مطالعه فعاليت ذهني مي دانستند. با توسعه رفتارگرايي در آغاز قرن حاضر و تأكيد آن بر مطالعه انحصاري پديده هاي قابل اندازه گيري عيني، روان شناسي به عنوان بررسي رفتار تعريف شد.
    اين تعريف معمولاً هم شامل مطالعه رفتار حيوان ها بود و هم رفتار آدميان، با اين فرض ها كه: ۱-اطلاعات حاصل از آزمايش با حيوان ها قابل تعميم به آدميان است. ۲-رفتار حيوان ها في نفسه شايان توجه است. از سال ۱۹۳۰ تا ۱۹۶۰ در بسياري از كتاب ها درسي روان شناسي همين تعريف ارائه مي شد. اما با توسعه روان شناسي پديدارشناختي و روان شناسي شناختي بار ديگر به تعريف قبلي رسيده ايم و در حال حاضر در تعاريف روان شناسي هم به رفتار اشاره مي شود و هم به فرايندهاي ذهني. از نظر ما روان شناسي را مي توانيم چنين تعريف كنيم: مطالعه علمي رفتار و فرايندهاي رواني. اين تعريف هم توجه روان شناسي را به مطالعه عيني رفتار قابل مشاهده نمايان مي سازد و هم به فهم و درك فرايندهاي ذهني كه مستقيماً قابل مشاهده نيست و بر اساس داده هاي رفتاري و عصب-زيست شناختي قابل استنباط است، عنايت دارد.


    شاخص هاي سلامت روان
    اخيراً مشكلات سلامت روان بيشتر شده و يا اينكه بشر بيشتر به آن توجه كرده است
    رسيدن به آرامش و اطمينان و دوري از افسردگي و اضطراب از اساسي ترين نيازهاي سرشتين آدمي و از ديرباز جزو مسائل اساسي بشر بوده است. همين مسئله موجب شده تا در اديان و آيين هاي كهن بشري، ضمن تشريح علل آرامش روحي و رواني، راهكارهايي براي پاسخ به اين نياز اساسي بشر ارائه شود. از طرف ديگر، بهداشت و سلامت رواني يكي از نيازهاي اجتماعي نيز هست؛ چراكه عملكرد مطلوب جامعه مستلزم برخورداري از افرادي است كه از نظر سلامت و بهداشت رواني در وضعيت مطلوبي قرار داشته باشند.


    دوره اي در روان شناسي
    درمان شناختي-رفتاري يا CBT) Cognitive Behavior Therapy) از شهرتي فزاينده برخوردار شده و به عنوان يك روش درماني مؤثر و بادوام براي درمان بسياري از اختلالات شناخته شده است. درمان شناختي رفتاري يا رفتاري-شناختي هدفش كمك به كساني است كه با مشكلاتي مواجه شده اند. بعد شناختي اشاره به فكر دارد. بعد رفتار شامل هر كاري است كه انجام مي دهيد. درمان شناختي رفتاري بر اين بعد متكي است كه هر طور فكر كنيد احساس كرده و رفتار مي كنيد. پس اگر سالم فكر كنيد زندگي شادماني خواهيد داشت.

    ذهن و مغز
    روان شناسي تشريح كننده تلاشهاي توصيف كننده هوشياري، رفتار و تأثيرات متقابل اجتماعي مي باشد. منظور ابتدائي روان شناسي تجربي توضيح تجربه و رفتار انسان به همان صورتي كه رخ مي دهد بود. در حدود بيست سال گذشته روان شناسي به بررسي ارتباط هوشياري و مغز يا دستگاه عصبي پرداخت. هنوز مشخص نيست اينها به چه صورت هايي با هم در ارتباط هستند: آيا هوشياري تعيين كننده وضعيت مغز است و يا وضعيت مغز تعيين كننده هوشياريست و يا اينكه هر دو اينها روش هاي خاص خود را دارند؟ احتمالاً براي فهم اين ارتباطات مي بايد ابتدا با تعاريف «هوشياري» و «وضعيت مغز» آشنا گرديد – يا اينكه آيا هوشياري نوعي «وهم و خيال» پيچيده است كه هيچ ارتباطي با فرايندهاي عصبي ندارد؟ فهم عملكرد مغز نيز به صورتي فزاينده در تئوري و تمرين روان شناسي خصوصاً در بخش هايي مانند هوش مصنوعي، روان شناسي شناخت اعصاب و علوم شناخت گراي اعصاب داخل شده است.

    واقعيت روان شناسي
    روان شناسي يك دانش يا علم خالص نيست بلكه رشته علمي بين رشته اي از تركيب دانش فلسفه و فيزيولوژي بدن انسان با تاكيد بر فيزيولوژي و عملكرد مغز است از آنجاييكه در غرب تربيت يك متخصص روانپزشكي يامتخصص مغز و اعصاب يا نورولوژيست پرهزينه بوده است ودرهمه روستاها يا شهرهاي كوچك دور افتاده نمي توانستند از خدمات اين افراد استفاده نمايند ابتداآلمانيها و بعد ساير كشور ها رشته هاي پيرا پزشكي چون روانشناسي دستيارروانپزشك، مامايي دستيار متخصص زنان و زايمان و بينايي سنج دستيار متخصص چشم پزشكي را تربيت نمودند به جاي 6 سال پزشكي و 4 سال تخصص پزشكي با يك صرفه جويي 6 سال با يك دوره كارشناسي چهارساله نيروي مورد نيازدر بخش درمان را تأمين نمودند.

    روش هاي روان شناسي اعصاب
    موضوع روان شناسي اعصاب هم بررسي افراد سالم و هم افراد بيمار كه به طور عام از جراحت مغزي يا بيماري هاي ذهني رنج مي برند، مي باشد.
    موضوع بررسي رشته هاي روان شناسي اعصاب شناخت گرا و پزشكي اعصاب و روان شناخت گرا بيماري هاي عصبي يا ذهني از طريق تلاش در استنتاج تئوري هاي عملكرد عادي ذهن و مغز مي باشد. فعاليت اين رشته به طور عادي شامل مشاهده تفاوت هاي موجود در زمينه هاي توانائي باقي مانده (كه بنام «عملكرد عدم همكاري» شناخته مي شود) است كه مي تواند پاسخي به اين سؤال باشد كه آيا توانائيها از عملكردهاي جزئي تري تشكيل شده و يا توسط يك مكانيسم شناخت گراي واحد كنترل مي گردند.
    در كل، تكنيك هاي آزمايش هايي اغلب مورد استفاده قرار مي گيرند كه بر مطالعات روان شناسي اعصاب افراد سالم نيز صدق مي كنند. اين تكنيك ها شامل آزمايش هاي رفتاري، اسكن مغز يا تصويرسازي اعصاب از منظر عملكرد – براي بررسي فعاليت مغز در حين انجام عملي خاص، و تكنيك هايي مانند شبيه سازي مغناطيسي انتقال جمجمه، كه به صورتي مطمئن به تغيير عملكرد بخش هاي كوچك مغز جهت بررسي اهميت آن ها در عمليات ذهني مي پردازد.تكنيك هاي آزمايش در روانشناسي اعصاب مي تواند شامل آزمون هايي نيز باشد كه به اين هدف تهيه و تدوين شده اند.


    زيرشاخه هاي روان شناسي
    • روان شناسي باليني
    • روان شناسي مشاوره
    • روان شناسي تربيتي
    • روان شناسي سلامت
    • روان شناسي تجربي
    • روان شناسي تطبيقي
    • روان شناسي شخصيت
    • روان شناسي اجتماعي
    • روان شناسي تفاوت هاي فردي
    • روان شناسي مرضي
    • روان شناسي فرهنگي
    • روان شناسي سياسي
    • روان شناسي محيطي
    • روان شناسي ورزش
    • روان شناسي صنعتي و سازماني
    • روان شناسي نظامي
    • روان شناسي يادگيري
    • روان شناسي جنسي
    • روان شناسي رشد
    • روان شناسي زبان
    • روان شناسي خواب
    • روان شناسي فيزيولوژيك
    • روان شناسي كار
    • روان شناسي هنر
    • روان شناسي دين
    • روان شناسي خانواده
    • روان شناسي تكاملي
    • روان شناسي موفقيت
    • روان شناسي تحليلي
    • روان شناسي فردي
    • روان شناسي اگزيستانسياليستي
    • روان شناسي رفتاري
    • روان شناسي شناختي
    • روان شناسي رفتاري-شناختي
    • روان شناسي مثبت گرا
    • روان شناسي رفتار متقابل
    • روان شناسي كودكان استثنايي
    • روان شناسي جنايي
    • روان شناسي خود
    • روان شناسي خلاقيت
    • فراروان شناسي
    • هنردرماني

خبر

سقوط
No announcement yet.
درحال پردازش...
X